و خدایی که در همین نزدیکیست

* عشق می نویسد :

چقدر لذت بخشه وقتی کل احساست رو تو دستات میگیری و من به واسطه ی لمس دستات غرق خوشبختی میشم!

چقدر لذت بخشه وقتی تموم محبتتو به من جمع میکنی تو نگاهت و وقت تلاقی نگاهمون ،‌ رخنه میکنه تو چشمام و تا ته قلبم می تازه و دل میدم به چشمای تو که دنیای منه !

چقدر لذت بخشه که شور و عطش عشقت جمع میشه تو نفسهات و میشن نوازشگر صورتم و من با حرص و ولع اونو می بلعم تا ذره ایشو ناکام از دست ندم !

چقدر لذت بخشه وقتی گرمای عشقت می سوزونه لبهاتو و اگه بوسه گناهه ، بی واهمه غرق گناه میشم با تک تک سلولهای بدنم !

چقدر لذت بخشه وقتی هوای عشقت میزنه به سرت و هر دومون فارغ از هر چی آدم زمینی به آسمون رویاهامون پر می کشیم و وقتی پا به جهنم آدمها میذاریم غرق آغوش همیم !

چقدر لذت بخشه وقتی صدای ضربان قلبت میرسه به نوک زبونت و من واضح میشنوم که میگی "اسمر عاشقتم ، هیچ وقت ترکم نکن ! "

چقدر لذت بخش تره وقتی می بینم تموم این لذتها دو طرفه هست و خودمونو ارزون نباختیم ...

قیمت عشق خیلی زیاده !

 وقتی عشق ریشه میکنه تو تموم وجودت اونوقته که میشه حاکم مطلق !

اونوقته که وقتی تو خلوت خودت نشستی و یادت میاد چقدر عاشقشی یه قطره اشک هی قلقلکت میده و یه بغض سهمگین هی به سینه ت میتازه تا بشی همدرد اونیکه داره بهت فکر میکنه !

اونوقته که وقتی صداشو می شنوی فقط دلت میخواد واست زمزمه کنه که برای همیشه پناهته !

اونوقته که وقتی این سر شهر پاش درد میگیره اون سر شهر خوابشو میبنی !

اونوقته که وقتی تو دلت گرفته اون بی خبر تموم اون لحظات ،‌ میشه گوشه نشین قلبت و باهات دلتنگی میکنه !

گاهی حس میکنم تو رویا هستم و دارم رویاپردازی میکنم .

با ترس میام که از رویای خوشم بیام بیرون ولی می بینم که همش واقعیته !

خدا تو واقعیت کسی رو بهم داده که دوستم داره و دوسش دارم ...

که برای من نفس میکشه و برای اون نفس میکشم ...

که از بودن با من احساس خوشبختی میکنه و از بودنش به خودم می نازم ...

آره ! به خودم می نازم !

به داشتنش می نازم !

به بودنش و لمس کردنش می نازم !

از اینکه همدمم شده به خودم می نازم ...

خدایا ! همیشه باهام بودی ...

نفسم رو برام حفظ کن ماچ

نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۳ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ توسط دوست خودم.دوست خودت.دوست همه نظرات ()