و خدایی که در همین نزدیکیست

 

 

برای تو می نویسم ، شاید این و تو بخونی

 

اخه احساسی که داشتم، تو واسم، یعنی همونی

 

وقتی دیدم که تو رفتی، اتشی شد توی قلبم

 

به خودم گفتم بسوزو ، نمی دونی که چه کردم

 

من دیگه حسی ندارم، نه دیگه حالی نمونده

 

همه حرفای دل من ، مثل سنگ رو دلم مونده

 

بقضی که خاموش نمیشه

 

وقتی تورو به یاد میاره

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٧ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ توسط دوست خودم.دوست خودت.دوست همه نظرات ()